­الله ,ایشان ,واعظی ,العظمى ,قُدِّسَ ,سِرُّهُ ,قُدِّسَ سِرُّهُ ,­الله العظمى ,العظمى سیّد ,آیت­ الله ,­الدّین واعظی ,واعظی قُدِّسَ سِرُّهُ ,بجن

 

آیت الله واعظی در تابستان 1378 یکی ـ دو ماه در فرومد در منزلِ نوۀ خواهرش [ آقای اکبر عشرتی ] بود و در مسجدِ نبیِّ ­اکرم (ص)  نمازِ جماعت اقامه می ­کرد ، یک بار برای حلِّ مشکلی همراهِ مادرم به نزدِ ایشان رفتیم ، جلو دربِ حیاط آمادۀ رفتن به جایی بود که نرفت ، به خانه برگشت تا حـرفِ ما را بشنود ، به جهتِ نسبتِ فامیلی ، مادرم را نوۀ عمو خطاب می ­کرد .

در خاطراتم نوشته ­ام که روزِ دوشنبه 1 / 6 / 1378 در حسینیّۀ محلِّ پشندِ فرومد در نمازِ جماعت به امامتِ ایشان شرکت کرده­ ام .

در تاریخِ 19 / 8 / 1390 نامه ­ای به ایشان نوشتم که توسّطِ جناب نجم­ الدّین سعیدی در نجف به دستِ ایشان رسیده و پاسخِ آن را به بعد موکول کرده بود و گفته بود اگرچه در سایت اشاره ­ای به فرومد نشده امّا اِبایی از فرومدی بودنم ندارم .

بر این مبنا مطالبِ ذیل در بارۀ فرومدی بودن آیت ­الله شمس ­الدّین واعظی به استنادِ اسنادِ موجود و خاطراتِ مردم ثبت می ­شود .

شیخ حامد واعظی در تاریخِ بیستم اردیبهشت ماه 1310 از راهِ خانقین به وطنِ اصلیِ آبـاءِ خود ، ایران می ­آید و در فرومد که از تـوابـعِ شاهرود و محلِّ سکونتِ سابقِ پدرش بوده ساکن می­ شود و به وعظ مردم می ­پردازد ، در فـرومـد با خانمی به نامِ « خدیجه » خواهرِ مرحوم « کربلا غلام فلّاح » ازدواج می ­کند . نتیجۀ این ازدواج 3 فرزند بوده است . ( شمس ­الدّین ، نورالدّین ، فاطمه ) البتّه خواهر شیخ حامد مرحوم « ربابه » ( متولّد اوّل جوزا 1275 ـ متوفّی 13 / 9 / 1370 ) در 17 سالگی یعنی سال 1292 در فرومد با کربلا غلام فلاح ازدواج کرده است . شیخ حامد تا پنجم فروردین 1320 در فرومد به وعظ و کشاورزی می ­پردازد و مدّتی به دانش ­آموزانِ مدرسۀ سینای فرومد درس می ­دهد . او به اجبار متّحدالشّکل می ­شود و لباسِ روحانیّت را کنار می ­گذارد . در همین ایّام به بهانۀ مشکلِ خدمتِ سربازی از تدریس باز می ­ماند و با دسیسۀ بخشدارِ وقتِ میامی و بعضی فرومدیها از جمله دو تَن از مُلّاهای روستا که چشمِ دیدنِ او را نداشته ­اند متّهم و حدودِ شانزده ماه زندانی می ­شود .  اینجا

بعد از آن هم همان افراد او را تهدید می ­کنند . می­ توان ­گفت این عوامل موجبِ تَرکِ او از فرومد گردیده است ! او که قصدِ سفر به عتبات را می­ کند با مرحومِ « رُقَیّه » خواهرِ مرحوم « شیخ محمّد سعیدی » ازدواج می ­کند و راهیِ عتباتِ عراق می ­گردد ، نتیجۀ این ازدواج 14 فرزند بوده است .

آیت الله سیّدرضا ضیایی از علمای فرومد در خاطراتش از درس خواندنِ شمس ­الدّین واعظی در فرومد یاد می ­کند . و حاج حسن تاجی متولّد 1315 می ­گوید : در فرومد با سیّد رضا ضیایی و شمس ­الدّین واعظی و برادرش نورالدّین در مدرسه همکلاس بودیم . و سیّد احمد هاشمیانپور می­ گوید : به استنادِ تحصیل شمس­ الدّین در فرومد در ایّامی که در ایران بود برایش شناسنامۀ ایرانی گرفته شد .

آیت ­الله واعظی اکنون ساکنِ نجف است و فرومدیهایی که به دیدارش رفته ­اند از مهمان ­نوازی و گُشـاده ­رویی او سخن می ­گویند .

 

 

چکید­ۀ زندگینامۀ

آیت ­الله العظمى شیخ شمس­ الدّین واعظی ( دام ظلّه )اینجا

این متن از سایت ایشان گرفته شده و دکتر علی ضیغمی استادِ محترمِ دانشگاهِ سمنان آن را ترجمه کرده است . تلخیص و چینش آن را مدیر وبلاگ انجام داده است . اینجا و اینجا

آیت ­الله العظمى ، مرجعِ تقلیدِ بزرگوار ، شیخ شمس ­الدّین واعظی ، بزرگ ­تر از آن است که ما ایشان را در چند سطر معرّفی کنیم ؛ هموکه مقلدانشان هر روز در سرتاسرِ جهان رو به افزایش هستند . ولی به هر حال در نگاهی گُذرا به زندگی آن بزرگوار باید گفت :

آیت ­الله العظمى شیخ شمس­ الدّین واعظی فرزندِ آیت­ الله شیخ حامد ، فرزندِ خطیبِ برجسته ، شیخ عبدالقهّار واعظی ( قُدِّسَ سِرُّهُ ) می ­باشند . آیت ­الله شیخ شمس ­الدّین واعظی حَفَظَهُ الله تعالى در سالِ (1356 هـ / 1936م / 1315 هـ.ش ) در شهرِ مقدّس کاظمین پرورش یافتند ، تحصیلاتِ ابتدایی را به پایان رساندند ... سپس در سالِ ( 1374هـ / 1954م/ 1333هـ.ش ) به همراهِ برادرِ مرحومشان حجة الإسلام و المسلمین شیخ نورالدّین واعظی ( رَحِمَهُ الله ) به نجف رفتند .

اساتیدِ دورۀ مقدّمات و سطوح در شهرِ کاظمین

آیت ­الله العظمى فاضل لنکرانی ( قُدِّسَ سِرُّهُ )

استادِ فاضل و مربّی بزرگ أحمد أمین صاحبِ کتابِ ( التکامل فی الإسلام )

آیت ­الله سیّد حسن حیدری

پدرشان آیت ­الله شیخ حامد واعظی ( قُدِّسَ سِرُّهُ ) اینجا

اساتیدِ دروسِ سطحِ عالی در نجف

آیت ­الله شیخ مجتبى لنکرانی ( قُدِّسَ سِرُّهُ )

آیت ­الله شیخ کاظم تبریزی ( قُدِّسَ سِرُّهُ )

آیت ­الله شیخ محمّد سبزواری ( قُدِّسَ سِرُّهُ ) اینجا

کارهای اجرایی و خدماتی

تبلیغ و وکالتِ آیت ­الله العظمى سیّد محسن حکیم ( قُدِّسَ سِرُّهُ ) در منطقۀ الحیدریّة ( خان النص )

ساختِ یک حسینیّه در مسیرِ زائرانِ پیادۀ حرمِ سیّد الشهداء إمام حسین ( علیه السّلام ) ، به نامِ حسینیّة الزّوار المشاة ، در مسیر الجدول و در منطقۀ أم الرّجی

و یک حسینیّه دیگر درونِ همان ناحیه بنا نمود ، که همچُنان اهلِ آنجا با ایشان در ارتباط می ­باشند .

اساتیدِ دروسِ عالیّه ( البحث الخارج ) فقه و أصول

آیت ­الله العظمى رئیس حوزه علمیّه نجف مرجعِ بزرگوار سیّد أبوالقاسم موسوی خویی ( قُدِّسَ سِرُّهُ )

آیت ­الله العظمى سیّد میرزا حسن بجنوردی ( قُدِّسَ سِرُّهُ )

اجازات

اجازۀ اجتهاد از آیت ­الله العظمى نائینی ( قُدِّسَ سِرُّهُ )

نمایندۀ امورِ عامّ و خاصّ سیّد محمود شاهرودی( قُدِّسَ سِرُّهُ )

اجازۀ اجتهاد و روایت از استادش آیت­ الله العظمى شیخ فاضل لنکرانی ( قدّس سرّه ) ـ متوفّى شهرِ کاظمین ـ با اجازه ­ای از آیت­ الله العظمى اصفهانی ( قُدِّسَ سِرُّهُ ) رهبرِ انقلابِ عراق و شیخِ شریعت و با اجازه­ اش از آیت ­الله العظمى سیّد أبوتراب خوانساری .

تدریس و پژوهش

ـ دورۀ نخستِ دروسِ عُلیا ( بحثِ خارج ) فقه و أصول که بالاترین مرتبۀ علمی در نظامِ آموزشی حوزه است در سال ( 1399هـ ـ 1980 م ) در مدرسۀ آیت الله العظمى سیّد أبوالقاسم موسوی خویی ( دار العلم )

ـ تدریسِ دورۀ اصولِ دوم در سال ( 1405 هـ ـ 1986م )  

ـ پژوهشهای فقهی ایشان بر روی متنِ کتاب العُروة الوثقى بود ، وی به تدریس ادامه داد و بخشِ وسیعی را در فـقه و أصول پیمود ...

هجرت به ایران

در ( 15 شعبان 1411هـ ـ آذار عام 1991م ) شرایطِ عراق بُحرانی شد که ایشان مجبور شدند از عراق خارج شوند و به همراهِ خانواده و برخی از دوستانشان از راهِ صوان به کویت و سپس به جمهوری اسلامی ایران آمدند که آیت ­الله العظمى سیّد محمّد شاهرودی و آیت ­الله سیّد محمود هاشمی حفظهما الله تعالى و جمعی از فضلای حوزة علمیّه به استقبالشان آمدند . ایشان نیز پس از سکونت در شهرِ قُم به دیدارِ جمعی از مراجع و علماء رفتند که خطیبِ برجسته حجّة الإسلام والمسلمین شیخ محسن هروی قصیدۀ بلندی را در استقبال از ایشان سرود که برخی از ابیاتِ آن بدین شرح می ­باشد :

طلعَ الشمسُ بعـدَ طـــــولِ المغیبِ .......... مَـرحــبــــاً بالحَبـیـبِ وَ ابـنِ الحبیـبِ

آهِ یـا شمـسُ لا تَسَـلْ مــا لـقِینــــا .......... مِن جَـوى الهجـرِ وکیفَ حالُ الکئیبِ

أ أهنّیـکَ إذ قَــدِمــتَ بـخـیــــــــرٍ ؟ .......... أم أُعــــزیـکَ بـالفـقـیـــدِ النـجـیـبِ ؟

شیخِــنـــا الواعــظـی والـدک الـبَـــرّ .......... وَ قَـــــد طـالَ فــی أســاهُ نـحیـبـی

لَـم یَمُـتْ قـــطُّ مَـن لَـهُ خَلَفُ مِثُلـکَ .......... یـا شـمــسَ أُفْـقِـــهِ المَحـبــــــــوبِ

« خورشید پس از غیبتِ طولانی با آمدنِ حبیبِ ما و پسرِ حبیب­مان طلوع کرد ـ آه ای خورشید ؛ نپُرس که ما از جُوْرِ دوری چه کشیدیم و حالِ این انسانِ افسُرده چگونه بود ! ـ آیا من به شما تبریک بگویم که به سلامتی آمدید یا به خاطرِ فقید به شما تسلیت بگویم . ـ همان فقید که پدرِ نیکوکارِ شما آیت ­الله واعظی بود و من بسیار در غمِ او شِکوِه کردم . ـکسی که پسری مانندِ شما داشته باشد هرگز نمی ­میرد ای خورشیدی که محبوب آن را روشن کرده است .»

در ایران

ایشان به پژوهشهای خود ادامه داد و از داخلِ ایران ، اوضاعِ عراق را پیگیری می ­کرد و به اندازۀ توان به فقراء و نیازمندانِ آنجا کمک می ­کرد . ایشان در موردِ مسائلِ جهانِ اسلام موضعگیریهای بسیار خوب داشتند و فعّالیّتهای خیریّه زیادی در ساختِ مساجد و حسینیّه­ ها ، کمک به یتیمان ، نیازمندان و طلّاب انجام دادند . از ویژگیهای ایشان جدّیّت و پایداری در طلبِ علم و دفاع از اسلام و مسائل سرنوشت­ سازِ آن ، پاسخ به سؤالات و استفتاءات ، مطالعه و تحقیق و فراگیری مسائلِ علمی جـدیـد می ­باشد . بعد از 13 سال تقریباً پس از سقوطِ رژیم بعث دوباره به عراق برگشت و خداوند را به خاطرِ این نعمتِ بزرگ شُکر گفت ؛ ولی متأسّفانه اهلِ علم ، هرکجا که باشند با ایشان مبارزه می­ شود و جُز از خداوند از کَسِ دیگری امیدِ یاری ندارند .

 لقبِ واعظی

در موردِ لقبِ واعظی ، ایشان گفته ­اند که خانوادۀ واعظی یک خانوادۀ اصیل در کاظمین است که از عُلمای بزرگ به شمار می­ روند . این لقب به آنان داده شده است چون اجدادِ ایشان اهلِ موعظه و ارشاد بوده­ اند . جدّ ایشان حجة الإسلام و المسلمین شیخ عبدالقهّار واعظی ( قُدِّسَ سِرُّهُ ) از خُطبای بزرگ بود که عُمرِ خود را در خدمتِ منبرِ امام حسین ( علیه السّلام ) به موعظه و ارشاد می ­گذراندند ؛ چُنانکه پدرِ ایشان حجة الإسلام شیخ علی نیز این گونه بوده­ اند . پدرِ خودِ آیت ­الله واعظی یعنی آیت­ الله شیخ حامد واعظی نیز از اساتیدِ برجستۀ کاظمین است که علمای بزرگِ این شهر از دروسِ سطحِ عالی وی بهره­ مند شده ­اند و اکنون در کاظمین و دیگر نقاطِ جهان وجود دارند .

تألیفاتِ منتشر شده

1. کتاب الإشارات فی مدارک الأحکام ، که گزارشی است از بحثِ استادِ ایشان آیت ­الله العظمى میرزا حسن بجنوردی ( قُدِّسَ سِرُّهُ ) .

2. کتاب الکَشف الجَلیّ ، که در آن با دلیل و برهان ثابت کرده است که علمِ نحو با اشارۀ امام علی علیه السّلام به أبی الأسود الدؤلی ایجاد شده است .

3. بدایة الوصول ولی آن در علم أصول است ( المُجَلّد الأوّل ) .

4. رساله­ ای در خُمس که در آن ایشان وجوبِ خُمس را از راهِ عوامّ ثابت کرده است .

5. رساله ­ای در موردِ ربا که گزارشی در موردِ پژوهش­هایشان می ­باشد .

6. رساله ای در موردِ تقیّه که گزارشی در موردِ پژوهش­هایشان می­ باشد .

7. الإشارات إلى أسرار البسملة .

8. الإشارات إلى التّبلیغ و المبلِّغ و المبلَّغ له .

9. رساله ­ای در  موردِ أحکامِ زنان .

10. تعلیقة على منهاج الصّالحین .

11. مناسک الحجّ .

12. مسائل فی الخُمس .

13. رسالۀ عملیّه برای مقلّدانشان که به نامِ منهـاج الصّالحین است و از دو بخش ( العبادات و المعاملات ) تشکیل شده است .

14. المسائل المستحدثة .

تألیفات در دستِ چاپ

1. دورۀ اصول به نامِ ( شمس الأصول ) .

2. دورۀ فقه به نامِ ( شمس الفقاهة ) .

3. کتابی در موردِ أخلاق .

4. تفسیر الفاتحة .

دستنوشته­ ها و نُسخه­ های خطّی

کُلیّات فی المسائل الفلسفیّة .

تعلیقِ ایشان بر العُروة الوثقى .

در پایان از خداوندِ متعال درخواستِ می­ کنیم بر عُمرِ آیت­ الله واعظی و دیگر حامیانِ دین و نافعانِ علم بیافزاید .

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

دردا و دریغا که بیشترِ مردمِ روستا از سرقتِ سنگِ میدانِ وسطِ روستا با افسوس یاد می ­کنند امّا دانشمندان و فرهیختگانِ خود را نمی­ شناسند و هجرتِ عالِمی دینی را حسّ نمی ­کنند ! حتّی جایگاهِ علمیِ او را نمی­ دانند . شاید حتّی حضورِ موقّت او در روستا مانندِ پدرش جا را برای بعضی تنگ می­ کند !

منبع اصلی مطلب : خطّه فریومد/ فرومد (تاریخی،علمی،فرهنگی)
برچسب ها : ­الله ,ایشان ,واعظی ,العظمى ,قُدِّسَ ,سِرُّهُ ,قُدِّسَ سِرُّهُ ,­الله العظمى ,العظمى سیّد ,آیت­ الله ,­الدّین واعظی ,واعظی قُدِّسَ سِرُّهُ ,بجن
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : آیت الله شمس الدّین واعظی